پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

جمشید کو؟ سکندر گیتی ستان کجاست؟

آن حشمت و جلال ملوک کیان کجاست؟

تاج قباد و، تخت فریدون، نگین جم

طبل سکندر و، علم کاویان کجاست؟

هر میل چل منار زبانیست در خروش

گوید، به صد زبان که: جم شه نشان کجاست؟

گردد ز گنبد هرمان، این صدا بلند

آنکو بنا نهاد مرا در جهان، کجاست؟

این بانگ از منار سکندر رسد بگوش:

دارا چه شد؟ سکندر گردون مکان کجاست؟

وا کرده است طاق مدائن دهن مدام

فریاد میکند که: انوشیروان کجاست؟

بر فرد فرد خشت خورنق نوشته است:

نعمان و آن دوریه صف چاکران کجاست؟

ای دل رهت به ملک نیشابور اگر فتد

آن جا سئوال کن، که: الب ارسلان کجاست؟

گر بگذری بدخمه سلجوقیان، بپرس

سنجر چگونه گشت و، ملکشاهتان کجاست؟

فرداست بلبلان چمن هم بعد فغان

خواهند گفت: واعظ شیرین زبان کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹دماغ اهل فنا، از مکاره آزاد است
  2. شمارهٔ ۱۲۰کجا عاقل بهستی دل نهاده است
  3. شمارهٔ ۱۲۱سر سبزی دل، به زهر درد است
  4. شمارهٔ ۱۲۲زان لبم، چاره یک شکر خند است
  5. شمارهٔ ۱۲۳هر قدر نیکی بود پوشیده تر، نیکوتر است
  6. شمارهٔ ۱۲۴کدخدایی یک قلم، رنج و غم و دردسر است
  7. شمارهٔ ۱۲۵رفت پیری چو ز حد، مرگ گوارنده تر است
  8. شمارهٔ ۱۲۶بر عدو پشت نکردن سپر است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.