پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

زان لبم، چاره یک شکر خند است

درد دل را، علاج گلقند است

خال نیلی، برآن لب شیرین

تخم ریحان و، شربت قند است

برد دیوانه خوشدلی ز میان

غصه ها حصه خردمند است

هر طرف گریه چشمه چشمه روان است

غم عشق تو کوه الوند است

اوست مجنون ز مردم ای عاقل

که به زنجیر فکرها بند است

نیست واعظ به از سخن اثری

زاده طبع به ز فرزند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴کدخدایی یک قلم، رنج و غم و دردسر است
  2. شمارهٔ ۱۲۵رفت پیری چو ز حد، مرگ گوارنده تر است
  3. شمارهٔ ۱۲۶بر عدو پشت نکردن سپر است
  4. شمارهٔ ۱۲۷دل با توکلست، گرم کیسه بی زر است
  5. شمارهٔ ۱۲۸از بهر دو نان، منت دونان چه ضرور است
  6. شمارهٔ ۱۲۹مرد خدا که پیشت، پامال چون حصیر است
  7. شمارهٔ ۱۳۰نه همین صبح از غمم پیر است
  8. شمارهٔ ۱۳۱نه شوق منصب هندم، نه ذوق جاگیر است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.