پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

۱۵۳ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۶۱ زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد
  2. بخش ۶۲ دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  3. بخش ۶۳ از حد گذشت قصه درد نهان ما
  4. بخش ۶۴ عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
  5. بخش ۶۵ دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  6. بخش ۶۶ چو بیابی به دهر یار خلف
  7. بخش ۶۷ دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  8. بخش ۶۸ اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  9. بخش ۶۹ مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
  10. بخش ۷۰ میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  11. بخش ۷۱ اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
  12. بخش ۷۲ در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
  13. بخش ۷۳ وه چه خوش باشد در ایام بهار
  14. بخش ۷۴ گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد
  15. بخش ۷۵ تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه
  16. بخش ۷۶ ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرم
  17. بخش ۷۷ همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
  18. بخش ۷۸ مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
  19. بخش ۷۹ کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
  20. بخش ۸۰ دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  21. بخش ۸۱ - له رخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  22. بخش ۸۲ - جواب ز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  23. بخش ۸۳ آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
  24. بخش ۸۴ بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
  25. بخش ۸۵ عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  26. بخش ۸۶ باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  27. بخش ۸۷ واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  28. بخش ۸۸ آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
  29. بخش ۸۹ سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
  30. بخش ۹۰ دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  31. بخش ۹۱ از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  32. بخش ۹۲ آه از این درد که از عشق مرا در جان است
  33. بخش ۹۳ آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
  34. بخش ۹۴ تا کوکب جمالش در زمانه لامع
  35. بخش ۹۵ دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
  36. بخش ۹۶ فضل خدای را که تواند شمار کرد
  37. بخش ۹۷ تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
  38. بخش ۹۸ ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
  39. بخش ۹۹ تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
  40. بخش ۱۰۰ نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
  41. بخش ۱۰۱ ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
  42. بخش ۱۰۲ ای لب شیرین تو حلوای قند
  43. بخش ۱۰۳ ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
  44. بخش ۱۰۴ خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
  45. بخش ۱۰۵ عاشق و خسته و پریشانم
  46. بخش ۱۰۶ نانوشته مانده است
  47. بخش ۱۰۷ کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
  48. بخش ۱۰۸ دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
  49. بخش ۱۰۹ باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
  50. بخش ۱۱۰ جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد
  51. بخش ۱۱۱ صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
  52. بخش ۱۱۲ در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
  53. بخش ۱۱۳ یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن
  54. بخش ۱۱۴ کسی که دیده بود آن نگار رعنا را
  55. بخش ۱۱۵ هر که او دیده چهره یارم
  56. بخش ۱۱۶ دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
  57. بخش ۱۱۷ نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  58. بخش ۱۱۸ تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
  59. بخش ۱۱۹ بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
  60. بخش ۱۲۰ دارم دل دیوانه گرفتار به بندی

متن اشعار به نقل از گنجور.