پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۷۳

وه چه خوش باشد در ایام بهار

باده گلگون و ساقی گلعذار

در جواب او

صحن بغرائی که باشد سیر دار

گر بیابی وقت را فرصت شمار

گرده های میده محبوب من است

خوش بود محبوب یاران در کنار

شد نهان در قند رخسار برنج

مه شود پنهان چو پیدا شد غبار

گفت از گیپا شمیم من به است

زین خطا شد رو سیه مشک تتار

دانه انگور سازد تازه جان

این سخن درست اندر گوش دار

تا بدیدم شربت قند و گلاب

در خمارم، آب سردم از خمار

بهره ها یابی تو از خوان نعم

گر در آئی همچو صوفی مردوار

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۷۵تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه
  2. بخش ۷۶ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرم
  3. بخش ۷۷همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
  4. بخش ۷۸مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
  5. بخش ۷۹کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
  6. بخش ۸۰دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  7. بخش ۸۱ - لهرخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  8. بخش ۸۲ - جوابز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.