پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۷۷

همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح

در نشاط چو زین باب می شود مفتاح

در جواب او

خوش است صحنک بغرای پر ز قیمه صباح

گشای این در دولت برویم ای فتاح

به کارخانه حلواگران نگاهی کن

که نور مشعله زلبیاست چون مصباح

در آن زمان که شود معده پر ز نان و عسل

خوش است طاس یخ آبی و صحنک تفاح

بلاست آن که به امید یک دو دانه برنج

به بحر کاسه زند غوطه چمچه چون ملاح

بیا برای تسلی خاطرم بر خوان

بکش تو صورت نان و کباب را طراح

شمیم قلیه مشام مرا معطر ساخت

خود از کجاست چنین بو که می رسد فراح

به خوان اطعمه، صوفی صلاح اگر بزند

مکن تو عیب، نباشد صلاح او به صلاح

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۷۹کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
  2. بخش ۸۰دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  3. بخش ۸۱ - لهرخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  4. بخش ۸۲ - جوابز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  5. بخش ۸۳آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
  6. بخش ۸۴بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
  7. بخش ۸۵عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  8. بخش ۸۶باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.