پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۳

آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو

دل برده است و در پی جان است آه ازو

در جواب او

آن قرص میده ای که خجل گشت ماه ازو

«دل برده است و در پی جان است آه ازو»

آن طاق ابروان دلارای مطبخی

محراب جان ماست تو حاجت بخواه ازو

خشک و تر آنچه هست به سفره نثار کن

کاین گشنگی بلاست، الهی پناه ازو

این ماس وا ز قلیه زنگی کجا شود

نتوان به سعی شست چو بخت سیاه ازو

این قرص میده، سلمه الله، دلبرست

کاین دم ببین به سر نکند هیچ شاه ازو

هر جا که هست بره بریان مکرم است

در هیچ حال کم نشود عز و جاه ازو

گر بر دل برنج غباری ز قند هست

صوفی مستمند، تو عذری بخواه ازو

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۵عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  2. بخش ۸۶باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  3. بخش ۸۷واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  4. بخش ۸۸آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
  5. بخش ۸۹سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
  6. بخش ۹۰دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  7. بخش ۹۱از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  8. بخش ۹۲آه از این درد که از عشق مرا در جان است
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.