پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۹۱

از لطف دوست سکه دولت به نام ماست

اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست

در جواب او

تا نان گرم و کله بریان به کام ماست

از روی عیش قلیه زنگی غلام ماست

هر دعوتی که در همه آفاق پخته اند

هر کس که می خورد ز نهاری و شام ماست

ریواج خواست از من بیچاره دل شبی

گفتم که چیست، گفت خیالات خام ماست

روز ازل که رفت قلم بهر هر کسی

غافل مشو که قرعه دعوت به نام ماست

سیری مرا چو صوفی مسکین امید نیست

بر اشتهای من چه گواه، این کلام ماست

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۹۳آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
  2. بخش ۹۴تا کوکب جمالش در زمانه لامع
  3. بخش ۹۵دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
  4. بخش ۹۶فضل خدای را که تواند شمار کرد
  5. بخش ۹۷تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
  6. بخش ۹۸ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
  7. بخش ۹۹تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
  8. بخش ۱۰۰نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.