پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۹۹

تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند

مهر او را وطن اندر دل و جان ساخته اند

در جواب او

تا ز گندم به جهان گرده نان ساخته اند

جای او را وطن اندر دل و جان ساخته اند

سر اسرار محبت که نهان در گیپاست

در رخ کله نگر نیک عیان ساخته اند

قد رناج بلائی است که در روی زمین

ظاهرا فتنه این خلق جهان ساخته اند

زلبیا خاتم حوران بهشتی است مگر

به جهان بهر دل خلق روان ساخته اند

دعوتی هست دگر، قتلمه او را نام است

دل مجروح مرا مرهم از آن ساخته اند

دل مسکین مرا بر رخ جانپرور نان

چه کنم آه که این دم نگران ساخته اند

همه کس را نشود دولت بریان روزی

همچو صوفی ستم دیده به نان ساخته اند

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۰۱ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
  2. بخش ۱۰۲ای لب شیرین تو حلوای قند
  3. بخش ۱۰۳ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
  4. بخش ۱۰۴خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
  5. بخش ۱۰۵عاشق و خسته و پریشانم
  6. بخش ۱۰۶نانوشته مانده است
  7. بخش ۱۰۷کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
  8. بخش ۱۰۸دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.