پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۰۱

ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من

سوخت در آتش هجران تو مسکین دل من

در جواب او

ای سرشته غم گیپا و کدک در دل من

سوخت در آتش بریان دل بی حاصل من

مشکلم بود که در حلقه گیپا چه بود

حل شد از دولت نان، شکر خدا مشکل من

فکر کر دم که دگر نان نخورم روزی چند

دل بخندید چو گل بر سخن باطل من

چون حجاب من و بریان همه نان تنک است

خادم از بهر خدا دفع کن این حائل من

بوی او مرهم جان است ببین صوفی را

هست اگر قامت زناج بلای دل من

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۰۳ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
  2. بخش ۱۰۴خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
  3. بخش ۱۰۵عاشق و خسته و پریشانم
  4. بخش ۱۰۶نانوشته مانده است
  5. بخش ۱۰۷کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
  6. بخش ۱۰۸دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
  7. بخش ۱۰۹باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
  8. بخش ۱۱۰جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.