پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۰۵

عاشق و خسته و پریشانم

چاره درد عاشقی نمی دانم

در جواب او

من سرگشته در پی نانم

دل کباب از فراق بریانم

کرد روغن برنج را پامال

گفت ازین قصه بس پریشانم

گفت گیپا که میل نان نکند

هر که دریافت سر پنهانم

ز آتش گوشت خون چکاند دل

لاجرم چون کباب گریانم

از تمنای قرص لیمو باز

می کند میل آب دندانم

گر تو خواهی طعام،«لاموجود»

یک دو شعری بخوان ز دیوانم

درد و جوعی است در دلم صوفی

هست طاس هریسه درمانم

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۰۷کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
  2. بخش ۱۰۸دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
  3. بخش ۱۰۹باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
  4. بخش ۱۱۰جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد
  5. بخش ۱۱۱صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
  6. بخش ۱۱۲در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
  7. بخش ۱۱۳یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن
  8. بخش ۱۱۴کسی که دیده بود آن نگار رعنا را
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.