پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۱۲

در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم

بلبلان را جمع و گلها را پریشان می کنم

در جواب او

هر سحر کز شوق یاد نان و بریان می کنم

صحن فرنی را به یادش مرهم جان می کنم

قامت زناج می آید مرا آن دم به یاد

«در چمن چون یاد از سرو خرامان می کنم»

بر سر سیری کشیدن زله را بس مشکل است

لیک من می نوشم و بر خویش آسان می کنم

ناله جانسوز دارد بر سر آتش کباب

میل از آن من سوی آن مرغ خوش الحان می کنم

دیدم آن مه گوسفندی چند بریان کرده بود

صوفی خود را بگفت امروز مهمان می کنم

بر سر بغرا چو بینم قلیه های چون عقیق

من کجا یاد آن زمان از لعل و مرجان می کنم

خواستم در گشنگی تدبیر از نان و کباب

دردم افزون می شود چندان که درمان می کنم

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۱۴کسی که دیده بود آن نگار رعنا را
  2. بخش ۱۱۵هر که او دیده چهره یارم
  3. بخش ۱۱۶دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
  4. بخش ۱۱۷نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  5. بخش ۱۱۸تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
  6. بخش ۱۱۹بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
  7. بخش ۱۲۰دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
  8. بخش ۱۲۱نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.