پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۱۱

صبا به تهنیت پیر می فروش آمد

که موسم گل و نسرین و ناز و نوش آمد

در جواب او

چو دیگ قلیه برنجم سحر به جوش آمد

دل رمیده من ساعتی به هوش آمد

ز شوق نان تنک بین که مرغ بریان باز

به روی آتش سوزنده در خروش آمد

مرا ز دختر گیپا تعجبی است به دل

که با وجود دل پر چرا خموش آمد

به پنج اشکنه قانع شو و غنیمت دار

ز دیگ کله مرا دوش این به گوش آمد

رسید نان تنک، مژده بخش بریان را

که ناامید نباشی که سترپوش آمد

ز یمن دولت میمون مطبخی بودست

که خوان اطعمه دوشینه ام به دوش آمد

دل شکسته صوفی ز اشتیاق طعام

غلام حلقه به گوشان نان فروش آمد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۱۳یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن
  2. بخش ۱۱۴کسی که دیده بود آن نگار رعنا را
  3. بخش ۱۱۵هر که او دیده چهره یارم
  4. بخش ۱۱۶دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
  5. بخش ۱۱۷نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  6. بخش ۱۱۸تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
  7. بخش ۱۱۹بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
  8. بخش ۱۲۰دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.