پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۱۴

کسی که دیده بود آن نگار رعنا را

عجب عجب که ملامت کند دل ما را

در جواب او

در آن زمان که کنی ساز دیگ بغرا را

ز غم خلاص کنی گشنه های شیدا را

به روی صحنک پالوده چیست این آرا

«به خط و خال چه حاجت جمال زیبا را»

ز نان گرم شود زنده این دل مرده

ببین به صورت او معنی مسیحا را

به دعوتی چو رسیدی بیا غنیمت دان

به کس نداد چو چرخ اختیار فردا را

کجا به صحبت سنبوسه ره برد آسان

به فکر، کس بگشاید مگر معما را

به عمر خود ننهد او بخور بر آتش

کسی که بشنود از دور بوی گیپا را

به کاینات برابر نمی کند صوفی

جمال گرده بریان و شیر خرما را

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۱۶دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
  2. بخش ۱۱۷نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  3. بخش ۱۱۸تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
  4. بخش ۱۱۹بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
  5. بخش ۱۲۰دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
  6. بخش ۱۲۱نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  7. بخش ۱۲۲سفر کردم به هر شهری رسیدم
  8. بخش ۱۲۳آه ازین درد جدائی که مرا بر جگرست
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.