پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۲۳

آه ازین درد جدائی که مرا بر جگرست

آه ازین آتش جانسوز که هردم به برست

در جواب او

مرض جوع زانواع مرضها بترست

تو چه دانی که ازین درد، دلت بی خبرست

سخنی با تو بگویم بشنو از سر صدق

مرهم سینه هر گرسنه حلوای ترست

قلیه گر بر سر بغرا نبود بد باشد

لیک همکاسه چو افتاد از آن بد، بتر ست

به روی سفره که مانند سماء دوارست

کاسه ها اختر و آن صحن مزعفر قمرست

آن که او قوت دل باشد و آسایش جان

تنک میده و آن شیر برنج شکرست

از گلستان ارم به بود اندر همه حال

طبقی نرگسی آن لحظه که اندر نظرست

صوفیا گر چه بلائی بود این گرسنگی

با تو همکاسه پرخوار بلائی دگرست

این چه بوی است که بازار معطر گشته

مشک را قوت این نیست کباب جگرست

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۲۵رونق عهد شباب است دگر بستان را
  2. بخش ۱۲۶آن کس که به دست جام دارد
  3. بخش ۱۲۷چراغ روی ترا شمع گشته پروانه
  4. بخش ۱۲۸در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
  5. بخش ۱۲۹عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
  6. بخش ۱۳۰رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
  7. بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعاتهر که را دعوتی شود دوچار
  8. بخش ۱۳۲ - المقطعاتشبی به مطبخی در دکان طباخی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.