پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۲۴

ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما

آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

در جواب او

می کند دل آرزوی سفره و خوان شما

زان که قوت جان بود پالوده و نان شما

کی بود یارب که اندر پیش ما جمع آورند

آن برنج روح افزای پریشان شما

خوان حلوائی همی بردند بس آراسته

کان چنان گلها نروید در گلستان شما

خازن جنت به نعمتهای بیحد و قیاس

برده رشک اندر جنان بر نان و بریان شما

چند نازی روز و شب ای ترک رومی فلک

گرده میده به است از ماه تابان شما

شب به شیرین کاریی گفتم به قنادان شهر

عینک من هست یاران آب دندان شما

می دهد ده مرده صوفی بر سر سفره جواب

آه از آن روزی که گردد باز مهمان شما

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۲۶آن کس که به دست جام دارد
  2. بخش ۱۲۷چراغ روی ترا شمع گشته پروانه
  3. بخش ۱۲۸در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
  4. بخش ۱۲۹عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
  5. بخش ۱۳۰رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
  6. بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعاتهر که را دعوتی شود دوچار
  7. بخش ۱۳۲ - المقطعاتشبی به مطبخی در دکان طباخی
  8. بخش ۱۳۳شبی از خمیر جوین خواستم
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.