پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۲۵

رونق عهد شباب است دگر بستان را

می رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

در جواب او

هر که آورد به کف قلیه بادنجان را

به جوی می نخرد حشمت ده سلطان را

هر مشامی که معطر شود از بوی کباب

چه کند بوی گل و نسترن و ریحان را

ناله مرغ شنو بر سر آتش جان سوز

گو خمش باش بگو بلبل خوش الحان را

گر به صد جان نخرد تکه بریان ز تو کس

عاقل آن نیست که هرگز بفروشد آن را

بهر کرماج کباب است دل بنده ولیک

مرهم سینه کنم من جگر بریان را

گشنگی، خواجه گر این است که من می بینم

ترسم این خلق به نانی بدهند ایمان را

صوفی خسته بگوید زغم نان چندان

که فراموش کند اهل خرد طوفان را

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۲۷چراغ روی ترا شمع گشته پروانه
  2. بخش ۱۲۸در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
  3. بخش ۱۲۹عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
  4. بخش ۱۳۰رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
  5. بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعاتهر که را دعوتی شود دوچار
  6. بخش ۱۳۲ - المقطعاتشبی به مطبخی در دکان طباخی
  7. بخش ۱۳۳شبی از خمیر جوین خواستم
  8. بخش ۱۳۴هریسه به روغن بگفتا صباح
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.