پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۲۹

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد

در جواب او

دوش در خانه مرا نان جوین شام افتاد

چه کنم هیچ جز از صبر که ناکام افتاد

صحن کاچی به دو صد درد دل آمد به شکم

رنجه گردد چو کسی در طمع خام افتاد

راز سر بسته سنبوسه نگفتم با کس

چه کنم آه که اندر دهن عام افتاد

سرخ رویی کلنبه همه از حلوا بود

زعفران نقش همین داشت که بدنام افتاد

چه کند گر نرود در پی نان، دل شب و روز

چو ازین دایره در محنت ایام افتاد

رشته بگسیخت دل و در بر ماهیچه گریخت

گر از آن بند بشد، باز درین دام افتاد

کاسه اشکنه ای داد به صوفی طباخ

این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعاتهر که را دعوتی شود دوچار
  2. بخش ۱۳۲ - المقطعاتشبی به مطبخی در دکان طباخی
  3. بخش ۱۳۳شبی از خمیر جوین خواستم
  4. بخش ۱۳۴هریسه به روغن بگفتا صباح
  5. بخش ۱۳۵جوش بوره شبی به بغرا گفت
  6. بخش ۱۳۶دیدم اندر دکان کله پزی
  7. بخش ۱۳۷ز دیگ ترشی ای، قسام روزی
  8. بخش ۱۳۸دیگ حبشی مفاخرت داشت
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.