پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۳۰

رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است

خط تو آیت الطافهای ربانی است

در جواب او

مرا به صحنک بغرا محبت جانی است

اگر چه معده پر از نان گرم و بریانی است

چه می کنی صفت امروز آب حیوان را

به شیر منش نظر کن که آب حیوانی است

به شهر اگر دل بریان به جان فروشد کس

جگر بماند از آن کس بخر که ارزانی است

ز سر باطن گیپا نیافت کله وقوف

بلی چو در دل او رازهای پنهانی است

ز اشک و ناله و سوزی که شب ز بریان آید

برنج را بنگر اندرین پریشانی است

هوای قلیه کدو در سر من است ولیک

دل شکسته پر از آرزوی بورانی است

عوض کند به دو عالم اگر ته نان کس

به نزد صوفی مسکین کمال نادانی است

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۳۲ - المقطعاتشبی به مطبخی در دکان طباخی
  2. بخش ۱۳۳شبی از خمیر جوین خواستم
  3. بخش ۱۳۴هریسه به روغن بگفتا صباح
  4. بخش ۱۳۵جوش بوره شبی به بغرا گفت
  5. بخش ۱۳۶دیدم اندر دکان کله پزی
  6. بخش ۱۳۷ز دیگ ترشی ای، قسام روزی
  7. بخش ۱۳۸دیگ حبشی مفاخرت داشت
  8. بخش ۱۳۹ - ابتدای رباعیاتیارب چه خوش است قلیه های دو پیاز
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.