پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۲۷

چراغ روی ترا شمع گشته پروانه

مرا ز حال تو با جان خویش پروا نه

در جواب او

مرا که در دل و جان آرزوی بریانه

دو دیده در غم نان چون کباب گریانه

شنیده ای صفت اشتیاق مجنون را

مرا به کله و گیپا هزار چندانه

زشوق حلقه زنجیر زلبیا امروز

بیا ببین که دلم گشته است دیوانه

هوای خوشه انگور تا مراست به سر

نمی کند دل من میل سوی دردانه

ز اشک و سوز دمادم که دیده از بریان

برنج از آن سبب این دم چنین پریشانه

کجاست صحنک پالوده این زمان یارب

که مرهم دل ریش است و راحت جانه

اگر ز دار جهان رفت صوفی مسکین

هنوز در سر او آرزوی بریانه

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۲۹عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
  2. بخش ۱۳۰رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
  3. بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعاتهر که را دعوتی شود دوچار
  4. بخش ۱۳۲ - المقطعاتشبی به مطبخی در دکان طباخی
  5. بخش ۱۳۳شبی از خمیر جوین خواستم
  6. بخش ۱۳۴هریسه به روغن بگفتا صباح
  7. بخش ۱۳۵جوش بوره شبی به بغرا گفت
  8. بخش ۱۳۶دیدم اندر دکان کله پزی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.