پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۲۶

آن کس که به دست جام دارد

سلطانی جم مدام دارد

در جواب او

آن ترک که گرده نام دارد

حسن و شرفی تمام دارد

دل میل به بره کرد و لحمش

بنگر چه خیال خام دارد

ترشی چو به گوشت بود گفتم

شه ملک حبش تمام دارد

عیبی نبود مویز با جوز

میرست بسی غلام دارد

آن لحم قدید دل زمن برد

آری نمکی تمام دارد

رسمی بود این برنج و حلوا

هر صبح که هست شام دارد

تلخی نبود زمرگ او را

صوفی چو عسل به کام دارد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۲۸در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
  2. بخش ۱۲۹عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
  3. بخش ۱۳۰رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است
  4. بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعاتهر که را دعوتی شود دوچار
  5. بخش ۱۳۲ - المقطعاتشبی به مطبخی در دکان طباخی
  6. بخش ۱۳۳شبی از خمیر جوین خواستم
  7. بخش ۱۳۴هریسه به روغن بگفتا صباح
  8. بخش ۱۳۵جوش بوره شبی به بغرا گفت
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.