پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۱۵

هر که او دیده چهره یارم

می کد رحم بر دل زارم

در جواب او

آن چنان من زگشنگی زارم

که به جان گرده را خریدارم

گفت نان ز آتش فراق کباب

در تف و تاب رو به دیوارم

گشت خلقی فراقت ای بریان

گفت از آن روی بر سر دارم

نان و بریان خوش است و کنگر ماس

گل به آن خار آرزو دارم

بره ای گر نباشد اندر پیش

هرگز او را ز شام نشمارم

جوع را چون نهان کنم در دل

چون گواهند هر دو رخسارم

صوفیا گر نمی کنی باور

فهم کن شمه ای ز گفتارم

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۱۷نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  2. بخش ۱۱۸تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
  3. بخش ۱۱۹بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
  4. بخش ۱۲۰دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
  5. بخش ۱۲۱نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  6. بخش ۱۲۲سفر کردم به هر شهری رسیدم
  7. بخش ۱۲۳آه ازین درد جدائی که مرا بر جگرست
  8. بخش ۱۲۴ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.