پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۱۹

بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم

همچو صوفی هوس خوردن حلوا دارم

در جواب او

من که سر در هوس کله و گیپا دارم

وه به جای درم این شوق و تمنی دارم

گشتم امروز ز اندازه برون، مالیده

صحن ماهیچه پر قیمه تولا دارم

بود آیا که من خسته به شیرین کاری

بینم اندر نظر خویش که حلوا دارم

تا چرا در حرم دیگ نشیند با گوشت

من پریشانی بسیار ز اکرا دارم

میل ططماج ندارد دلم و سرکه و سیر

زان که من معده پر از شیر و زخرما دارم

وز غم خوشه انگور که آید به کفم

همه شب چشم بر آن عقد ثریا دارم

خلق پرسند که در سینه چه داری صوفی

آرزوئی است که بر صحنک بغرا دارم

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۲۱نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  2. بخش ۱۲۲سفر کردم به هر شهری رسیدم
  3. بخش ۱۲۳آه ازین درد جدائی که مرا بر جگرست
  4. بخش ۱۲۴ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما
  5. بخش ۱۲۵رونق عهد شباب است دگر بستان را
  6. بخش ۱۲۶آن کس که به دست جام دارد
  7. بخش ۱۲۷چراغ روی ترا شمع گشته پروانه
  8. بخش ۱۲۸در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.