پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۱۳

یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن

چاره کار من بیدل سرگردان کن

در جواب او

یارب این سفره چرمین مرا پر نان کن

معده سوخته ام را تو پر از بریان کن

بهتر از نان و برنج و عسلم چیزی نیست

آنچه بهبود بود از کرم خود آن کن

گشنگی پیش من دلشده دشوار بود

تو کریمی، به کرم فکر من حیران کن

درد جوع است نهان در دل بیچاره من

یارب از نان و عسل درد مرا درمان کن

مطبخی تا بچشم من نمک دیگ ترا

طبق چند پر از قلیه بادنجان کن

گوسفندی بپز از بهر نهاری، زنهار

صوفی دلشده را بار دگر مهمان کن

جان به لب آمده یارب به تمنای کباب

از کرم جمله دشوار مرا آسان کن

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۱۵هر که او دیده چهره یارم
  2. بخش ۱۱۶دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
  3. بخش ۱۱۷نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  4. بخش ۱۱۸تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
  5. بخش ۱۱۹بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
  6. بخش ۱۲۰دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
  7. بخش ۱۲۱نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  8. بخش ۱۲۲سفر کردم به هر شهری رسیدم
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.