پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۰۴

خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد

اگر کشد من بیچاره را چه غم دارد

در جواب او

کسی که دیگ پر از گوشت سر به دم دارد

اگر مراعت قومی کند چه غم دارد

به صحن قلیه برنجی چو راه یافت کسی

دلا بگوی مر او را که مغتنم دارد

دو گرده دارد و یک بره مطبخی چو به پیش

چرا روم به نهاری برش، چو، کم دارد

به سر برون نرود دیگ، هر جفا که کنم

حلیمیش همه ز آن است کو کرم دارد

از آن سبب نرود کله شب برون ز سرا

که نو عروس گدک اندر آن حرم دارد

به روی صحن برنج است سر خرو بریان

عجب مدار چو خاتون محترم دارد

نگر به صوفی بیچاره در تدارک شام

که ذبح می کند ار آهوی حرم دارد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۰۶نانوشته مانده است
  2. بخش ۱۰۷کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
  3. بخش ۱۰۸دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
  4. بخش ۱۰۹باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
  5. بخش ۱۱۰جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد
  6. بخش ۱۱۱صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
  7. بخش ۱۱۲در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
  8. بخش ۱۱۳یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.