پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۰۳

ای ز رشک روی تو بر ماهتاب

ماه من امشب برآ بر ماه تاب

در جواب او

دوش دیدم گرده نانی به خواب

این عجب در شب که بیند آفتاب

زانفعال کله بریان مگر

کله های قند رفته در حجاب

تا عیان شد طلعت قرص پنیر

در دل شمس و قمر افتاد تاب

عود را مطرب زچنگ انداخت چون

نغمه جانسوز بشنید از کباب

شاه بریان را بباید خیمه ای

از تنکها باز و زناجش طناب

تا توانی نوش می کن نان شیر

گر نماند گو ممان خود جای آب

با گرسنه چون شود همکاسه آه

صوفی بیچاره را باشد عذاب

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۰۵عاشق و خسته و پریشانم
  2. بخش ۱۰۶نانوشته مانده است
  3. بخش ۱۰۷کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
  4. بخش ۱۰۸دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
  5. بخش ۱۰۹باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
  6. بخش ۱۱۰جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد
  7. بخش ۱۱۱صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
  8. بخش ۱۱۲در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.