پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۰۹

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست

شمشاد سایه پرور ما از که کمترست

در جواب او

از بوی قلیه باز مشامم معطرست

این نکهت این زمان زعبیر که کمترست

گیپا چو حاضرست به پیشت به روی خوان

از نافه های مشک مگو کان مکررست

من بعد روی ما و قدمهای کله پز

هست این سرای بخت و سعادت درین سر ست

درد درون شفا زعسل جوش می شود

تشخیص کرده ایم و مداوا مقررست

من آب روی خود بر دونان چرا برم

این خشک نان ما چو ز خورشید بهترست

دایم برنج خدمت بریان از آن کند

کو در میان اطعمه سلطان و سرورست

صوفی خسته بر نخوداب است از آن اسیر

کز بوی عطر او دل و جانش معطرست

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۱۱صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
  2. بخش ۱۱۲در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
  3. بخش ۱۱۳یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن
  4. بخش ۱۱۴کسی که دیده بود آن نگار رعنا را
  5. بخش ۱۱۵هر که او دیده چهره یارم
  6. بخش ۱۱۶دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی
  7. بخش ۱۱۷نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
  8. بخش ۱۱۸تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.