پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۹۵

دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی

که بامداد پگاهش تو روی بنمایی

در جواب او

به صبحدم چو سر دیگ کله بگشایی

ز بوی خوش همه آفاق را بیارایی

چنان ربوده دل از من جمال نان تنک

که نیست یک نفسم طاقت شکیبایی

چو هست طلعت جانبخش بکسمات لطیف

چه حاجت است که آن ماه را بیارایی

به نازکی و ملاحت چو زرد چینی نیست

همین بود به لطافت، کمال رعنایی

برو که شاهد بازاری است بریانی

وفا مجوی تو ای دل ز یار هر جایی

به قند سوده سخن گفت دی مزعفر ما

که تو چو عمر عزیزی، از آن نمی پایی

ز جوع نیست بلائی بتر چو صوفی را

بزرگوار خدایا به لطف ننمایی

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۹۷تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
  2. بخش ۹۸ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
  3. بخش ۹۹تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
  4. بخش ۱۰۰نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
  5. بخش ۱۰۱ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
  6. بخش ۱۰۲ای لب شیرین تو حلوای قند
  7. بخش ۱۰۳ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
  8. بخش ۱۰۴خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.