پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۹۴

تا کوکب جمالش در زمانه لامع

بهر مشعله داریش خورشید گشته طالع

در جواب او

تا قرص ماه نان شد در روی سفره طالع

بر آفتاب شد تنگ گردون که هست واسع

چون شاه خربزه شد ناگه عیان به بازار

بنگر خیار پیشش چون گشته است راکع

در اشتیاق بریان ای نان شیر پرور

آه دل مرا بین شبها چو برق لامع

کاغد حجاب قندست اندر دکان قناد

یارب برانداز، آن را که هست مانع

ما را به سعی اکنون روزی نشد مزعفر

ای نان جو دریغا زان رنجهای ضایع

دی ناصحی مرا گفت کن ترک نان و بریان

آری دل مسامح گویند هست واسع

صوفی به دهر می داشت طاس هریسه امید

اکنون به نان خشکی مسکین شدست قانع

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۹۶فضل خدای را که تواند شمار کرد
  2. بخش ۹۷تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
  3. بخش ۹۸ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
  4. بخش ۹۹تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
  5. بخش ۱۰۰نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
  6. بخش ۱۰۱ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
  7. بخش ۱۰۲ای لب شیرین تو حلوای قند
  8. بخش ۱۰۳ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.