پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۹۳

آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب

جویان لب لعل تو ای دوست لبالب

در جواب او

هر چند که نان است در آفاق مقرب

خواهد دل من صحنک پالوده لبالب

از گرده ما هست مه چارده دریاب

وز شمسی ما شمس فلک آمده در تب

این حسن و ملاحت که بود نان تنک را

گویا مگر از آب حیات است مرکب

ای دل چو مقیم حرم مطبخیانی

می باش در آن کعبه مقصود مودب

ما را مکن امروز فراموش، کدک گفت

هر چند که حلوا و برنج است مقرب

ای دل مکن از قلیه کدو دعوی سیری

چون دعوتیان را بود این کفر به مذهب

دایم دل صوفی به برنج است و به حلوا

این مرتبه عالی است زهی خوبی مشرب

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۹۵دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
  2. بخش ۹۶فضل خدای را که تواند شمار کرد
  3. بخش ۹۷تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
  4. بخش ۹۸ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
  5. بخش ۹۹تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
  6. بخش ۱۰۰نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
  7. بخش ۱۰۱ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
  8. بخش ۱۰۲ای لب شیرین تو حلوای قند
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.