پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۹

سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست

قیمت هر کس به قدر همت والای اوست

در جواب او

تا به بریانی که صد جان در جهان شیدای اوست

«سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست»

چون هریسه فارغ است از روغن و سوز درون

زان همه فریاد مشتاقان ز استغنای اوست

فتنه آن گرده نانم که از سودای او

در میان شهر در هر گوشه ای غوغای اوست

بر رخ پالوده گر باشد هزاران خط و خال

از هوای گرده گندم که را پروای اوست

گر ز شوق دنبه بر زناج گشتی مبتلی

در بلا تسلیم شو، کان هم ز مرهمهای اوست

چون دل من، بنده بریان شد و غم حاصل است

مایه شادی همه از دولت غمهای اوست

تا ز وصل نان و بریان صوفی مسکین جداست

گوئیا غمهای عالم بر تن تنهای اوست

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۹۱از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  2. بخش ۹۲آه از این درد که از عشق مرا در جان است
  3. بخش ۹۳آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
  4. بخش ۹۴تا کوکب جمالش در زمانه لامع
  5. بخش ۹۵دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
  6. بخش ۹۶فضل خدای را که تواند شمار کرد
  7. بخش ۹۷تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
  8. بخش ۹۸ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.