پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۸

آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید

وز غم هجران یار نعره به کیوان رسید

در جواب او

آه که از شوق نان عمر به پایان رسید

در غم هجران گذشت، ناله به کیوان رسید

دل پر و معده تهی، منتظرم روز و شب

تا که کسی گویدم دعوت سلطان رسید

جان به لب آمد مرا، در غم بغرای ترب

ناله من از عراق تا به خراسان رسید

آتش سودای گوشت هست مرا در درون

شد جگرم پخته تا دل بر بریان رسید

صحن مزعفر چو گشت در نظر ما عیان

شمع بخندید و گفت دل به بر جان رسید

بر سر آتش کباب زمزمه ای داشت خوش

گفت دل مستمند، مرغ خوش الحان رسید

بر سر خوان نعم گشت پلانی خنک

گفت یکی غم مخور صوفی حیران رسید

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۹۰دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  2. بخش ۹۱از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  3. بخش ۹۲آه از این درد که از عشق مرا در جان است
  4. بخش ۹۳آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
  5. بخش ۹۴تا کوکب جمالش در زمانه لامع
  6. بخش ۹۵دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
  7. بخش ۹۶فضل خدای را که تواند شمار کرد
  8. بخش ۹۷تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.