پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۷

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

در جواب او

تا به مطبخ همدمان بغرا مخمر می کنند

از شمیم قلیه عالم را معطر می کنند

مشکلی دارم بپرسید این زمان از مطبخی

تا چرا در قلیه رنگین چغندر می کنند

پرده ای باشد حجاب اندر میان دوستان

بهر قیمه زان نخودها را مقشر می کنند

رسم گل چون بر سر شاخ است، اصحاب خرد

صحن بغرا را از آن رو قلیه بر سر می کنند

تا تسلی می شود مشتاق را بر روی خوان

صورت مرغان و ماهی را مصور می کنند

غلغلی در خانقه افتاده گفتم چیست گفت

لوت خوارانند، شعر صوفی از بر می کنند

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۹سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
  2. بخش ۹۰دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  3. بخش ۹۱از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  4. بخش ۹۲آه از این درد که از عشق مرا در جان است
  5. بخش ۹۳آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
  6. بخش ۹۴تا کوکب جمالش در زمانه لامع
  7. بخش ۹۵دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
  8. بخش ۹۶فضل خدای را که تواند شمار کرد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.