پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۶

باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد

بس مرغ همایون که به تیر نظر افتاد

در جواب او

بر نعمت بازار مرا چون نظر افتاد

میل دل بیچاره به شیر و شکر افتاد

بریان چو بدیدم به کسی فاش نگفتم

تا شد خبرم، در همه شهر این خبر افتاد

از مفلسیم دست به بریان نرسد زان

میل دل مسکین به کباب جگر افتاد

نان و عسل ای صاحب خوان رسم قدیم است

چون است که این رسم به عهد تو بر افتاد

شاید که از آن خاک همه سرو بروید

از سایه زناج که بر رهگذر افتاد

گرمی مکن ای کاسه کاچی که به عالم

هر کس که در افتاد به ما زود بر افتاد

صوفی غزلت نیست چو بسحاق ولیکن

با رستم دستان نزند هر که بر افتاد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۸آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
  2. بخش ۸۹سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
  3. بخش ۹۰دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  4. بخش ۹۱از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  5. بخش ۹۲آه از این درد که از عشق مرا در جان است
  6. بخش ۹۳آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
  7. بخش ۹۴تا کوکب جمالش در زمانه لامع
  8. بخش ۹۵دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.