پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۲ - جواب

ز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم

که لذتش به همه کاینات نفروشم

بیا که پخته شد اکنون مزعفر و حبشی

ز حد گذشت ز اندازه تا به کی جوشم

ز اشتیاق و تمنای صحنک بغرا

چو قلیه سوخت مرا جان و زار بخروشم

سرم به مسند روحانیان فرو ناید

چو خوان اطعمه باشد نهاده بر دوشم

رباب را چه به چنگ آورم که هست کنون

صدای نغمه سیخ کباب در گوشم

مرا ز کله بریان امید سیری نیست

برو که تا نفسی در تن است می کوشم

شمیم کله بریان نگر که چون صوفی

هزار آه که بر بود طاقت و هوشم

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۴بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
  2. بخش ۸۵عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  3. بخش ۸۶باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  4. بخش ۸۷واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  5. بخش ۸۸آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
  6. بخش ۸۹سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
  7. بخش ۹۰دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  8. بخش ۹۱از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.