پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۴

بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد

بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد

در جواب او

بی روی نان صبوری، حقا نمی توان کرد

«بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد»

پیری کلیچه پز کرد بر منبری نصیحت

کز آب غوره یاران حلوا نمی توان کرد

گفتم به جان خریدم نان تو، نانبا گفت

با ما بدین بضاعت سودا نمی توان کرد

در دیگ کله می خواند دوشینه این غزل را

گیپا چو نیم پخت است سر وا نمی توان کرد

با زلبیا برابر ای گل کجا شوی تو

خود را به رنگ و بوئی زیبا نمی توان کرد

از سفره محقر عیب است زله بستن

در پیش لوت خواران اینها نمی توان کرد

بر چهره مزعفر هستند عاشقان لیک

کس را مثال صوفی شیدا نمی توان کرد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۶باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  2. بخش ۸۷واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  3. بخش ۸۸آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
  4. بخش ۸۹سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
  5. بخش ۹۰دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
  6. بخش ۹۱از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
  7. بخش ۹۲آه از این درد که از عشق مرا در جان است
  8. بخش ۹۳آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.