پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۷۸

مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث

کجاست دامن ساقی کزو رسم به غیاث

در جواب او

مرا ز آدم خاکی چو نان بود میراث

کجاست گرده بریان کزو رسم به غیاث

دو یار همدم و یک مسلقی و بریانی

سعادتی است که ثانی شد این طریق ثلاث

بود چو حادثه ای این گرسنگی مهلک

به نزد مطبخیان بر، پناه از این احداث

دمید صور نهاری، چو اشتهار در دهر

عیان شد این همه اموات دعوت از اجداث

اگر چه در پی نان است روز و شب صوفی

چه باک، از پدر او را رسید این میراث

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۰دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  2. بخش ۸۱ - لهرخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  3. بخش ۸۲ - جوابز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  4. بخش ۸۳آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
  5. بخش ۸۴بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
  6. بخش ۸۵عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  7. بخش ۸۶باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  8. بخش ۸۷واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.