پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸۰

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

در جواب او

دیدم به خواب خوش که برنجم نواله بود

تعبیر آن صباح به بریان حواله بود

ای مطبخی طعام ترا نیست لذتی

این لحم بره نیست مگر از گساله بود

ای خرم آن زمان که برای نهار من

در سفره نان، شیر و عسل در پیاله بود

بغرا، مبر به کاچی و دوشاب او تورشک

روزیت گر چه سرکه داغ دو ساله بود

آن دم که گشت معده پر از گرده و عسل

میان دل شکسته به آب چو ژاله بود

در بوستان زخانه حلواگران شهر

بشکفته زلبیای عسل همچو لاله بود

صوفی ز اشتیاق کباب تنور پخت

چون قلیه در گدازش و فریاد و ناله بود

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۲ - جوابز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  2. بخش ۸۳آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
  3. بخش ۸۴بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
  4. بخش ۸۵عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  5. بخش ۸۶باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  6. بخش ۸۷واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  7. بخش ۸۸آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
  8. بخش ۸۹سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.