پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۷۹

کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست

که نا امید نباشی که عاقبت خیرست

در جواب او

دلم که در پی بغرا همیشه در سیر است

چه پخته کار غنیمی که داعی خیرست

دل گرسنه من دوش گفت با بریان

درآ در آی که این خانه خالی از غیرست

چرا رود سوی مطبخ روان دل من گفت

به دانه های برنج او اسیر چون طیرست

روم به خدمت خباز، زان که هر روزی

به نو چو خوردن نان رسم این کهن دیرست

عجب مدار که صوفی رسد به دعوت عام

که از برای همین کار خاصه در سیرست

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸۱ - لهرخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  2. بخش ۸۲ - جوابز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  3. بخش ۸۳آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
  4. بخش ۸۴بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
  5. بخش ۸۵عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن
  6. بخش ۸۶باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  7. بخش ۸۷واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
  8. بخش ۸۸آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.