پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۷۵

تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه

نشو و نمای بدر ببین در شب سیاه

در جواب او

هر مقبلی که فکر نهاری کند پگاه

آیا بود که بر من مسکین کند نگاه

ای کله دست گیر که وقت عنایت است

کز جور اشتها به تو آورده ام پناه

آش تروش شب به چغندر نشسته بود

آن تیره روزگار از آن گشت رو سیاه

هر کس به روز و شب نخورد دعوت بلیغ

عمر شریف کرده به بیحاصلی تباه

از اشتیاق ماهی بریان و سیر او

آه دل شکسته ز ماهی است تا به ماه

آن زحمتی که در غم بریان به من رسید

صحن برنج آمده امروز عذر خواه

صوفی محبت ازلی داشت با کباب

هستند نان و آب به دعوی او گواه

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۷۷همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
  2. بخش ۷۸مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
  3. بخش ۷۹کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
  4. بخش ۸۰دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  5. بخش ۸۱ - لهرخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  6. بخش ۸۲ - جوابز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  7. بخش ۸۳آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
  8. بخش ۸۴بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.