پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۷۴

گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد

تو مپندار که حرص از دل تو کم گردد

در جواب او

گر مرا اطعمه دهر مسلم گردد

اشتهایم عجب ار یک نفسی کم گردد

زلبیای عسل این دم چه مرادی به از آن

که در انگشت من خسته چو خاتم گردد

چو شود گرسنه همکاسه مرا بر سر خوان

همه شادی و طرب بر دل من غم گردد

بجز از نان نبود هیچ دوا گرسنه را

آب حیوان اگرش دارو و مرهم گردد

مطبخی، یک سر بریان و دو من نان خواهم

تا دل غمزده من ز تو خرم گردد

هست اندر دل من آرزوی قلیه پیاز

این کرم هر که کند زود مکرم گردد

مرغ بریان و برنج است هوس صوفی را

بود این بخت به گرد سر او هم گردد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۷۶ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرم
  2. بخش ۷۷همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
  3. بخش ۷۸مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
  4. بخش ۷۹کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
  5. بخش ۸۰دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
  6. بخش ۸۱ - لهرخ نگار درآمد به خواب خوش دوشم
  7. بخش ۸۲ - جوابز مطبخی سخن خوش رسید در گوشم
  8. بخش ۸۳آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.