پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶۴

عیان دید ناگه بر آن لب چو خال

مگس سیر شد از شکر ز انفعال

در جواب او

به بازار بنمود چون نان جمال

برفت از دل لوت خواران ملال

ز دستم ببینید صد پاره شد

تن مرغ بریان درین دم و بال

هریسه از آن است برهم زده

که روغن مر او را کند پایمال

شفای دل و راحت جان ماست

کباب و، الهی نبیند زوال

از آن دیده ام دوش بغرا به خواب

که ماهیچه باشد مرا در خیال

بنه خواجه از گوشت سودای خام

چو از پختگی یافت بریان کمال

چو صوفی بنوش و بنوشان کنون

تو از مال خود خواجه چندین منال

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۶چو بیابی به دهر یار خلف
  2. بخش ۶۷دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  3. بخش ۶۸اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  4. بخش ۶۹مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
  5. بخش ۷۰میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  6. بخش ۷۱اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
  7. بخش ۷۲در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
  8. بخش ۷۳وه چه خوش باشد در ایام بهار
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.