پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶۵

دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف

اگر رسد به تو این آرزو زهی الطاف

در جواب او

دلا چو می زنی این دم ز لوت خوردن لاف

رسید دعوت سلطان درآی خوش به مصاف

برنج رزد چو صاحب کرم نهد پیشم

اگر به قند مشرف بود زهی الطاف

خوش آن زمان که بود دیگ بورق اندر جوش

گشاده دست کرم از جوانب و اطراف

برای سیر شدن بی دریغ می خواهم

کشیده دعوت عامی زقاف تا با قاف

کسی که نان و عسل خورد و قلیه دو پیاز

ز آب صاف بگو پیش آن عزیز اوصاف

مرا چو وعده به عیدست گرده و حلوا

بیا بیار مکن ای عزیز وعده خلاف

رسید دعوت مالاکلام هان صوفی

قدم به معرکه درنه درین زمان لا خاف

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۷دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  2. بخش ۶۸اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  3. بخش ۶۹مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
  4. بخش ۷۰میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  5. بخش ۷۱اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
  6. بخش ۷۲در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
  7. بخش ۷۳وه چه خوش باشد در ایام بهار
  8. بخش ۷۴گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.