پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶۹

مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ

که می پرد به سوی لعل آن لبان گستاخ

در جواب او

تروش وا که به شیرین رخی پزد طباخ

به شورباش کند میل خاطر من آخ

چه خوش بود به لب آب و سایه های درخت

نشسته باشی و امروت می فشاند شاخ

ز تیر آه دل من در اشتیاق برنج

به نیمشب جگر مطبخی شود سوراخ

چنان ربوده دل از مردمان کباب جگر

که بر دو دیده بمالند مقدم سلاخ

چو غیر لوت زدن حرفه ای نمی داند

به خوان اطعمه صوفی از آن بود گستاخ

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۷۱اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
  2. بخش ۷۲در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
  3. بخش ۷۳وه چه خوش باشد در ایام بهار
  4. بخش ۷۴گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد
  5. بخش ۷۵تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه
  6. بخش ۷۶ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرم
  7. بخش ۷۷همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
  8. بخش ۷۸مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.