پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۷۱

اگر به جانب غربت کشد دلم شاید

که بوی خیر از این همدمان نمی آید

در جواب او

اگر به جانب بغرا کشد دلم شاید

که بوی قلیه زاکرا و نان نمی آید

بود که کله پز از حال من شود آگاه

در آن زمان که سر دیگ خویش بگشاید

اگر چه گوشت بود در جهان نوای نعیم

جمال نان تنک سفره را بیاراید

گرسنه خلق و به سفره، طعام لاموجود

بلای جان بود ای دل خدای ننماید

در آن زمان که کند مطبخی طعام نثار

بود که صوفی مسکین به خاطرش آید

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۷۳وه چه خوش باشد در ایام بهار
  2. بخش ۷۴گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد
  3. بخش ۷۵تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه
  4. بخش ۷۶ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرم
  5. بخش ۷۷همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح
  6. بخش ۷۸مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث
  7. بخش ۷۹کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
  8. بخش ۸۰دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.