پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶۶

چو بیابی به دهر یار خلف

ننهی جام باده را از کف

در جواب او

چون برآید ز دیگ حلوا تف

لوت خواران کشند صف در صف

خرم آن ساعتی که باشم شاد

من و بغرا نهاده کف بر کف

ذوقها یافتم ز صحن برنج

راحت خاطر است یار خلف

هر که بی بی نجست و لوت زدن

می کند در زمانه عمر تلف

بانگ نان تنک ربود غمم

سبب عیش باشد آری دف

دلم از دور گفت با بریان

هست ما را ز تو امید شرف

گفت صوفی سحر به نان و نمک

«ما عرفناک حقه اعرف»

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۸اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  2. بخش ۶۹مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
  3. بخش ۷۰میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  4. بخش ۷۱اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
  5. بخش ۷۲در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
  6. بخش ۷۳وه چه خوش باشد در ایام بهار
  7. بخش ۷۴گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد
  8. بخش ۷۵تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.