پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶۳

از حد گذشت قصه درد نهان ما

ترسم که ناله فاش کند راز جان ما

در جواب او

از حد گذشت حالت جوع نهان ما

ترسم که ضعف فاش کند راز جان ما

می گفت قلیه با دل بریان برنج را

غافل مشو ز گریه و آه و فغان ما

سرگشته ایم در طلب گرده و عسل

باشد که محرمی بدهد این نشان ما

در سفره سماء نظر کن ببین که هست

بهتر ز شمسی فلک این قرص نان ما

چون مهرقند در دل صحن برنج بود

فهمید از آن سبب خرد خرده دان ما

چو ن مشعلی است شیشه پر کله نبات

قناد گفت از آن شده روشن دکان ما

صوفی از آن به صحن برنج است معتقد

کو مرهمی است ساخته از بهر جان ما

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۵دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  2. بخش ۶۶چو بیابی به دهر یار خلف
  3. بخش ۶۷دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  4. بخش ۶۸اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  5. بخش ۶۹مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
  6. بخش ۷۰میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  7. بخش ۷۱اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
  8. بخش ۷۲در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.