پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶۲

دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال

رفت مرغ دل من در قفس سینه و بال

در جواب او

بر رخ ماه کلیچه چو عیان شد خط و خال

گرده سفره افلاک پذیرفت زوال

در نیاید به نظر طلعت حلوای برنج

فتد ار صحنک چنگالیم اندر چنگال

خوش بود صحن برنجی که شد آلوده به قند

گر بود بر زبرش مرغ کنون فارغ بال

ز هوای تنک میده و شوق نخوداب

من به جان خدمت طباخ کنم چندین سال

آن زمانی که شود معده پر از نان و عسل

خوش بود در نظر اهل دلان آب زلال

سیر گشتند چو یاران همه از مائده ای

وه چه باشد که رسد خوان دگر از دنبال

آه این اطعمه ها را همه در دیگ هوس

می پزد صوفی سودا زده دایم به خیال

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۴عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
  2. بخش ۶۵دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  3. بخش ۶۶چو بیابی به دهر یار خلف
  4. بخش ۶۷دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  5. بخش ۶۸اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  6. بخش ۶۹مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
  7. بخش ۷۰میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  8. بخش ۷۱اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.