پرش به محتوای اصلی
شاهدی

شاهدی

غزلیات

۱۲۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ترسم آن سرور خوبان ستمش یاد آید
  2. شمارهٔ ۶۲ عمر بگذشت بدو سال اگر باز آید
  3. شمارهٔ ۶۳ بر گلت از عرق گلاب افتاد
  4. شمارهٔ ۶۴ ز بهر تیر تو میلِ (میلم) بهر مغاک برد
  5. شمارهٔ ۶۵ با سلسلۀ زلفی دل میل بسی دارد
  6. شمارهٔ ۶۶ با آنکه دل به درد تو بس دردمند بود
  7. شمارهٔ ۶۷ بجز کوی تو دل منزل نگیرد
  8. شمارهٔ ۶۸ یار بر من دود دل‌ها می‌کشد
  9. شمارهٔ ۶۹ درد تو جان من به جز این تن نمی‌کشد
  10. شمارهٔ ۷۰ امشب دلم به فکر دهان تو تنگ بود
  11. شمارهٔ ۷۱ هزار شکر که جنت دوام خواهد بود
  12. شمارهٔ ۷۲ ترک من دیگر به غوغا می‌رود
  13. شمارهٔ ۷۳ دل دید قدت ز قامت افتاد
  14. شمارهٔ ۷۴ گرچه دل ز آتش هجران تو داغی دارد
  15. شمارهٔ ۷۵ مرا گر در نظر گلزار باشد
  16. شمارهٔ ۷۶ زلف مشکین را چو خوبان بر رخ زیبا نهند
  17. شمارهٔ ۷۷ میکشد روی دلم هر دم به مهروی دگر
  18. شمارهٔ ۷۸ دل را چو نیست جز غم تو همدمی دگر
  19. شمارهٔ ۷۹ جانا ز دل خدنگ جفا را تو باز دار
  20. شمارهٔ ۸۰ لعلت از کوثر به معنی پاک تر
  21. شمارهٔ ۸۱ تا خیال قامتت بگذاشت ما را در ضمیر
  22. شمارهٔ ۸۲ - در حاشیه این غزل این دو بیت را که از مولانا دانسته، آورده است: هر که را سینه پر صفا نبود - خرقه پوشیدنش روا نبود، هر که در خرقه ناتمام بود - خرقه بر قد او حرام بود مرا درد تو در جان حزین بس
  23. شمارهٔ ۸۳ ای دل ز خودی خود جدا باش
  24. شمارهٔ ۸۴ بنما طلعت موجه خویش
  25. شمارهٔ ۸۵ خواهم امروز عتابی بکنم با دل خویش
  26. شمارهٔ ۸۶ مرغ دل راست عزم مسکن خویش
  27. شمارهٔ ۸۷ مرا خوش است به درد خود و جراحت خویش
  28. شمارهٔ ۸۸ با نی شکر بگو که ننازد به قند خویش
  29. شمارهٔ ۸۹ به فکر سر دهانت چو غنچه‌ام دل تنگ
  30. شمارهٔ ۹۰ دل ز کار و بار عالم سر به سر برکنده‌ام
  31. شمارهٔ ۹۱ بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ هم
  32. شمارهٔ ۹۲ بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم
  33. شمارهٔ ۹۳ خونم از مستی طریق عقل را گم می‌کنم
  34. شمارهٔ ۹۴ بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم
  35. شمارهٔ ۹۵ چو روز فرقت آن مه وداع دل کردم
  36. شمارهٔ ۹۶ آن جان من و روان مردم
  37. شمارهٔ ۹۷ چو چشم تو من فتنه جویی ندارم
  38. شمارهٔ ۹۸ چون در صفت آن لب شکر شکن آیم
  39. شمارهٔ ۹۹ از آن ساعت که روی آن بت پیمان شکن دیدم
  40. شمارهٔ ۱۰۰ چرا ز درد غم یار خود بغم باشیم
  41. شمارهٔ ۱۰۱ خواهم که با تو قصه خود در میان نهم
  42. شمارهٔ ۱۰۲ به عشق آن میان شد مدتی با من سمر بندم
  43. شمارهٔ ۱۰۳ مرا گر هجر دل بر آتش است و دیده دریا هم
  44. شمارهٔ ۱۰۴ تا دل به قید زلف دل‌آرام بسته‌ایم
  45. شمارهٔ ۱۰۵ به پیش عارض او عرض آفتاب مکن
  46. شمارهٔ ۱۰۶ گویا بگذشتی ز چمن با رخ گلگون
  47. شمارهٔ ۱۰۷ آمد نگار بر در دل دیده باز کن
  48. شمارهٔ ۱۰۸ ما را درون پرآتش و غافل نگار از آن
  49. شمارهٔ ۱۰۹ عمر در صبر شد و وعدۀ دیدار همان
  50. شمارهٔ ۱۱۰ ای جان فدای جمله به شمشیر جنگ تو
  51. شمارهٔ ۱۱۱ تا کی کنیم آتش دل را نهان از او
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دل و جگر به غم تو کباب شد هر دو
  53. شمارهٔ ۱۱۳ جانا به لطف خویش به ما یک سخن بگو
  54. شمارهٔ ۱۱۴ خوشا شب تا سحر با او نشسته
  55. شمارهٔ ۱۱۵ ماییم ز عشق مست رفته
  56. شمارهٔ ۱۱۶ اگر از دهان تو زد لاف پسته
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ای نسیم از دوست اعلامی بده
  58. شمارهٔ ۱۱۸ خطت طعنه بر مشک و عنبرزده
  59. شمارهٔ ۱۱۹ تا مردمک دیده من حسن تو دیده
  60. شمارهٔ ۱۲۰ بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی

متن اشعار به نقل از گنجور.