پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

خطت طعنه بر مشک و عنبرزده

قدت سرو را سایه بر سر زده

دو چشمت به مستی و غارت گری

به هر گوشه ملکی به هم بر زده

ز شوق دو لعل شکر بار تو

مگس را ببین دست بر سر زده

خجلت شده بدر بر مه هلال

به رویت چو لاف برابر زده

به شاهی معارض شده شاهدی

شده منفعل زو و بر در زده

ولیکن به اکسیر الفاظ پاک

سبق برده و سکه بر زر زده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی
  2. شمارهٔ ۱۲۱دو زلف سرکش دلبند داری
  3. شمارهٔ ۱۲۲دلا گر عشق مهروئی نداری
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.