پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

تا مردمک دیده من حسن تو دیده

دیگر رقمی از اثر خواب ندیده

با نور رخت مجلس ما ساز منور

ای چشم و چراغ من و ای نور دو دیده

از باغ جمال تو خجل گشته ریاحین

تا خط تو بر گرد گل و لاله دمیده

آیا برسد بر اثر نعل سمندت

این خیل سرشکم که همه عمر دویده

اندر عجبم زاهد آن چشم که شیران

از سهم خدنگ مژه‌اش جمله رمیده

منکر مشو ای شیخ ز افغان دل چنگ

هست از رگ جان ناله آن پیر خمیده

ای شاهدی از نظم تو جانها به سماعند

زیرا که بود میوه خوش طعم رسیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱دو زلف سرکش دلبند داری
  2. شمارهٔ ۱۲۲دلا گر عشق مهروئی نداری
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.